به بهانۀ گزارش
مرگ هوشنگ انصاری، «خبرنامۀ گویا» با هدف
نوازش پشم عوامالناس و چماقکشان سلطنتچی، مطلبی سراپا کذب در مورد وی مننشر کرده. در مطلب کذا، هوشنگ انصاری سرمایهگزار، صنعتگر و ... معرفی شده! در
امتداد همین دروغهای شاخدار و ادعاهای شکمی است که سایت کذا تلاش دارد دستیابی
انصاری به «مقامات» مهم در دستگاه محمدرضا پهلوی را نیز نتیجۀ «فضائل» بیشمار
بابا هوشنگ جا بزند.
ولی واقعیت در
کمال تأسف نه این است. هوشنگ انصاری فردی بود بیسواد و به دور از
فرهنگ، ادبیات، هنر و صنعت.
وی در آغاز جوانی ـ در شرایطی که حتی
دیپلم دبیرستانش نیز مورد تأئید نبود ـ در
دوران بروبیای عبدالله انتظام، و باند
امیرعباس هویدا و «حواریوناش» در وزارت امور خارجه، در سفارت ایران در ژاپن بروبیائی پیدا کرد و به عنوان دلالمحبت در این سفارتخانه به شهرت
رسید. آنحضرت سالها در توکیو وظیفۀ اصلیاش فراهم
آوردن مجالس «بزم» و نقلوانتقال روسپیان بود.
و به دلیل ارتباط نزدیک سفارت دولت
شاهنشاهی با نظامیان و جاسوسان و پادوهای آمریکا در توکیو، انصاری با
انگلیسی شکستهبستهای که طی چند ماه اقامت در انگلستان فراگرفته بود، «ضیافتهائی» به راه میانداخت که زبانزد
یانکیها شد!
در نتیجۀ
«شهرت» فراگیرش در برپائی «اورجیهای» درباری،
انصاری روابط نزدیکی با برخی از «مشتریان» از جمله هنری کیسنجر برقرار کرد.
و
دربار شاهنشاهی، به توصیۀ همین «مشتریان»،
انصاری را از جایگاه والای دلالی
محبت، به مدیریت کل در برخی وزارتخانهها
و سپس وزارت برگزید!
همچنین برخلاف
چرندیات «دروغنامۀگویا»، خروج انصاری پس از غائلۀ خمینی در ایران صورت
نگرفت. وی در دوران آموزگار، در
جایگاه مدیرعامل شرکت ملینفت ایران لنگر انداخت ، و پس از آنکه دهها میلیون دلار از بودجۀ کشور و
مجموعۀ گرانقیمت «جید» را که نتیجۀ «کار و فعالیتاش» در آسیای شرقی بود، به
خارج انتقال نمود، با حفظ سمت از کشور گریخت! استنباط کلی این بود که بدنامی و فساد مالی وی این
احتمال را میداد که محمدرضا پهلوی برای آرام کردن افکارعمومی، انصاری را به همراه جمعی از مقامات به زندان
بیاندازد. از اینرو ایشان به توصیۀ
همکارن آمریکائیاش حتی پیش از ثابتی و برخی سپهسالاران آریامهری، از کشور فرار کرد و استعفای انصاری از مدیریت
عامل شرکت نفت را سفارت آمریکا در تهران برای دربار محمدرضا پهلوی ارسال کرد!
خلاصه کنیم، انصاری فردی بود کلاش، پولپرست و به دور از هرگونه فضلیت، آگاهی و دانش. وی در دورۀ گذرای تصدیاش بر شرکت ملی نفت
ایران، خطوط تلکس این شرکت را به نقلوانتقالات
مالی و شخصی خود اختصاص داده بود، و حتی تلاش
کرد تا همکاران و همرزمان «بزمیاش» را به عضویت هیئت مدیرۀ شرکت نفت در آورد. بدیهی
است که با این کارنامۀ درخشان و پس از انتقال ثروتهای کلانی که از طریق همکاری با
دربار، پااندازی برای یانکیها در ژاپن، و ...
به جیب زده بود، انصاری با چمدانهای
پول در آمریکا مورد استقبال فراوان دوستان و همکاراناش قرار گیرد!
معلوم نیست به
چه دلیل افراد و محافلی تلاش دارند از اوباش دوران محمدرضا پهلوی تصویر شخصیتهای
بزرگ و سرنوشتساز ارائه دهند. انصاری فردی بود همسان اوباشی که امروز در
اطراف امامان جمعه و ولیفقیه در حکومت اسلامی میلولند؛ و جهنمی
که ایرانیان امروز در آن فروافتادهاند،
تا حدودی پیامد توحش، چپاول و سرکوب امثال هوشنگ انصاریهاست.
